چارلی چاپلین؛ کمال گرای بی‌رحم

۲۴ دی ۱۳۹۶ طراحی

چارلی چاپلین، یک کمال گرای بی رحم 

 

سِر چارلز اسپنسر چاپلین، زاده ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ و درگذشته به تاریخ ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷، به همراهزیگر کمدی، فیلمساز و آهنگساز انگلیسی بود که در دوران فیلم های صامت به شهرت رسید. چاپلین از طریق شخصیت سینمایی “آواره”اش آوازه جهانی پیدا کرد و تا به امروز یکی از مهمترین چهره های تاریخ صنعت فیلمسازی محسوب می شود.

 

وی از کودکی تا یک سال قبل از مرگش در سال ۱۹۷۷ یعنی حدوداً بیش از ۷۵ سال در این صنعت کار کرد و در طول دوران فعالیت هنری‌اش، سه به همراهر موفق به گرفتن جایزه اسکار شد.

کودکی چاپلین در لندن و در فقر و سخت گذشت. چاپلین خود ادعا می‌کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده‌هست؛ یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا، فرانسه و ایالات متحده که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته‌اند.

 

خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه‌ای در کشویی قفل‌شده پیدا کردند که در آن اشاره شده ‌بود که چاپلین در کمپ کولی ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده ‌هست.

پلیس فدرال آمریکا معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس به همراه نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده‌ هست. از سوی دیگر، اسکاتلندیارد به همراه ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن هست وی در فرانسه متولد شده ‌به همراهشد.

 

اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچ‌گاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و به همراه وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبه همراهت این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی‌ترین مدرکی که از وی پیدا شده ‌هست، گذرنامه‌ای هست که در سال ۱۹۲۰ صادر شده ‌هست.

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو به همراهزیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور هست که نام مادر چاپلین هنا هست. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر به همراه چارلی ارتبه همراهط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید.

 

مستخدمه پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت. بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربه همراهزان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربه همراهزان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون‌آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج‌ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبه همراهنی را به همراه خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

به همراه بستری‌شدن مادر، چارلی و برادرش رابطه عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو به همراه هستعداد به همراهلایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود درگذشت. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و هستیصال برادران چاپلین تأثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت.

 

بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام «ویلر دریدن» که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و هستودیو چاپلین می‌پیوندد. چاپلین درمورد مادرش می‌گفت: «اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم. او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.»

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به‌همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری به همراه شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی هستن لورل بود. هستنلی به انگلیس به همراهزگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ به همراهزی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس به همراه شرکت فیلم‌سازی کی هستون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را به همراه نام «ساختن یک زندگی» که فیلمی کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز کرد.

چاپلین در این شرکت و به همراه این فیلم به‌سرعت به شهرت رسید. برای آنکه خود را از دیگر به همراهزیگران در سنت فیلمز متمایز سازد، تصمیم گرفت که کاراکتر منحصر بفردی به همراهزی کند و بدین ترتیب بود که «آواره کوچولو» به دنیا آمد و بینندگان برای اولین به همراهر در «مسابقه اتومبیلرانی در ونیز» (۱۹۱۴) به همراه این شخصیت آشنا شدند.

در سال ۱۹۱۴ به همراه شرکت کی هستون چاپلین سه فیلم به همراهزی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق‌شده هستفاده می‌کرد. کم‌کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت.

 

چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت. شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبه همراهن‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد به همراه رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت.

در سال ۱۹۱۵ چاپلین به همراه کمپانی اسانای قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد و قرار شد هفته ای ۱۲۵۰ دلار دستمزد بگیرد. در این دوران و به همراه کمپانی اسانای بود که چاپلین برادرش سیدنی را به عنوان مدیر برنامه هایش هستخدام کرد و به شهرت رسید.

 

در سال اول کارش به همراه این کمپانی وی ۱۴ فیلم از جمله فیلم «آواره» (۱۹۱۵) را ساخت. این فیلم که عموماً اولین فیلم کلاسیک چاپلین شناخته می شود، کاراکتر چاپلین را به عنوان یک قهرمان غیرمنتظره که جان دختر کشاورزی را از دار و دسته دزدان نجات می دهد، به خوبی تثبیت می کند.

در ۲۶ سالگی، چاپلین دیگر تبدیل به یک سوپرهستار شده بود. در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلمسازی موچوال به همراه چاپلین قرارداد بست که سالی ۶۷۰ هزار دلار به او دستمزد می داد و به همراهعث شد که او ثروتمند شود، ولی انگیزه های هنری اش کمرنگ نشد و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع، از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند.

 

در واقع تمام فیلم‌هایی که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. از آن میان می توان به «ساعت یک به همراهمداد» (۱۹۱۶)، «سرسره به همراهزی» (۱۹۱۶)، «خانه به دوش» (۱۹۱۶) و «خیابه همراهن آرام» (۱۹۱۷) اشاره نمود.
چارلی چاپلین، یک کمال گرای بی رحم

 

در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دوره جدیدی از سینمای خود را به همراه دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در هستودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین، دوبه همراهره ویرایش و تدوین شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید برای آنها صورت گرفت.

چاپلین در کارش یک کمالگرای بی رحم بود و عشقش به تجربه کردن اغلب به معنای آن بود که برداشت های بیشماری به همراهید انجام می شد و دوبه همراهره سازی کل صحنه در کار او چیز عجیبی نبود و گاهی فیلمش را به همراه یک به همراهزیگر نقش اصلی آغاز می کرد و وقتی در میانه راه می دید که در انتخاب به همراهزیگر اشتبه همراهه کرده، به همراهزیگر جدیدی انتخاب کرده و فیلم را از نو می ساخت.

در دهه بیست، حرفه اش بیش از پیش شکوفا شد و در این دهه فیلم های مهمی از جمله «پسربچه» (۱۹۲۱)، «زائر» (۱۹۲۳)، «زن پاریسی» (۱۹۲۳)، «جویندگان طلا» (۱۹۲۵)، «سیرک» (۱۹۲۸) را ساخت که «جویندگان طلا» فیلمی بود که بعدها دربه همراهره اش می گفت که دلش می خواهد به همراه آن از او یاد کنند.

در دهه سی وی به ساختن فیلم های جالب و جذاب ادامه داد. در سال ۱۹۳۱ فیلم «روشنایی های شهر» را ساخت که موفقیت چشمگیر تجاری و کیفی از دید منتقدین داشت و آهنگسازی آن را نیز خود چاپلین انجام داده بود. به همراه فیلم «عصر جدید» (۱۹۳۶) که مستندی هجوآمیز دربه همراهره زیرساخت های اقتصادی و سیاسی دنیا بود، تحسین بیشتری کسب کرد. البته این فیلم که صامت بود، تا حدودی حاصل تور ۱۸ ماهه دور دنیا بود که چاپلین بین سال های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ داشت و در طی آن شاهد ترس های اقتصادی حاد و افزایش شدید ناسیونالیسم در اروپا و مناطق دیگر بود.

در «دیکتاتور بزرگ» (۱۹۴۰) که مرکزیت دهستانش هستهزای تند و تیز رژیم های هیتلر و موسولینی بود، چاپلین بلندتر حرف هایش را زد و دربه همراهره این فیلم در همان دوران گفته بود: «می خواهم به همراهزگشت مهربه همراهنی و شرف را ببینم. من فقط یک انسانم که می خواهد کشورش دمکراسی واقعی را ببیند.»

البته چاپلین برای کل جامعه محبوب نبود. روابط رمانتیک او به همراهعث شده بود که زنان رفتار او را سرزنش کنند و همین موضوع به همراهعث شد که از ورود به ایالات متحده منع شود. وی جدای از حرفه اش، به خاطر زندگی شخصی اش نیز شهرت زیادی یافته بود. روابطش به همراه به همراهزیگرانی که در فیلم هایش به همراهزی می کردند، متعدد بود و بعضی از آنها عاقبت بهتری نسبت به بقیه داشتند.

 

در سال ۱۹۱۸ وی به همراه میلدرد هریس ۱۶ ساله ازدواج کرد و این زندگی مشترک فقط دو سال طول کشید. در سال ۱۹۲۴ وی دوبه همراهره به همراه به همراهزیگری ۱۶ ساله به نام لیتا گری که در فیلم «جویندگان طلا» به همراهزی کرده بود، ازدواج کرد. این ازدواج به خاطر به همراهرداری ناخوهسته ای بود که در نتیجه به همراهعث شد این دو ازدواج کرده و صاحب دو پسر به نام های چارلز جونیور و سیدنی شوند. این دو در سال ۱۹۲۷ از هم جدا شدند.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین دوبه همراهره ازدواج کرد و این به همراهر به همراه به همراهزیگری به نام پائولت گدار بود که زندگی مشترک شان تا سال ۱۹۴۲ ادامه یافت و در نهایت منجر به شکایت از سوی به همراهزیگر دیگری به نام جوان بری شد و در تست های انجام شده معلوم شد که شکایت این به همراهزیگر از چاپلین مبنی بر اینکه وی پدر فرزندش هست، بی پایه بوده هست، به همراه این حال هیئت ژوری دستور داد که نفقه آن بچه را چاپلین بدهد.

 

در سال ۱۹۴۳ وی به همراه دختر ۱۸ ساله ای به نام اونا اونیل، دختر یوجین اونیل (نمایشنامه نویس) ازدواج کرد. کسی انتظارش را نداشت که این ازدواج منجر به خوشبختی این دو شود و آنها صاحب ۸ فرزند در طول مدت زندگی مشترک شان شوند.

به همراه شروع جنگ سرد، چاپلین صدایش را بر روی بی عدالتی هایی که می دید به نام مبه همراهرزه به همراه کمونیسم در کشور منتخبش یعنی ایالات متحده صورت می گیرد، پایین نیاورد. وی خیلی زود هدف انتقاد محافظه کاران حزب رهست قرار گرفت. نماینده می‌سی‌سی‌پی برای دیپورت کردن او تلاش کرد و در سال ۱۹۵۲ دادستان کل ایالات متحده اعلام کرد که چاپلین که آن زمان برای تعطیلات به بریتانیا رفته بود، دیگر اجازه به همراهزگشت به ایالات متحده را ندارد، مگر آنکه «شایستگی اخلاقی اش» را ثابت کند. چاپلین که از این قضیه خشمگین شده بود، ایالات متحده را وداع گفت و در مزرعه کوچکی در سوئیس ساکن شد.

نزدیک به پایان عمرش، وی برای به همراهر آخر در سال ۱۹۷۲ به ایالات متحده سفر کرد و جایزه اسکار افتخاری به او اهدا شد. این سفر ۵ سال پس از آخرین فیلم چاپلین یعنی «کنتسی از هنگ کنگ» (۱۹۶۷) بود که اولین و تنها فیلم رنگی این فیلمساز بود. علیرغم تیم به همراهزیگران قوی این فیلم که شامل مارلون براندو و سوفیا لورن می شد، در به همراهکس آفیس چندان موفق نبود. در سال ۱۹۷۵ چاپلین از سوی ملکه الیزابت عنوان شوالیه دریافت کرد.

در ساعات اولیه صبح ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷، چارلی چاپلین در منزلش در کورسیه-سور-ووه، در سوئیس، از دنیا رفت. همسرش، اونا، و هفت فرزندش در زمان درگذشتش کنار بسترش بودند. جسد چاپلین مدتی پس از تدفینش در کنار دریاچه ژنو در سوئیس، توسط دو نفر دزدیده شد که برای به همراهزگرداندن آن ۴۰۰ هزار دلار طلب کردند، ماجرایی که شاید از فیلم های خود او الهام گرفته شده به همراهشد. دزدان جسد چاپلین دستگیر شدند و ۱۱ هفته بعد جسد چاپلین به همراهزگردانده شد.

حقایقی در مورد چارلی چاپلین که شاید ندانید:
۱٫ مشخصه ظاهری کاراکتر او سبیل هیتلری، کلاه و عصایش بود. حالت های چهره اش به شدت نمایانگر احساساتش بود و اردک وار راه می رفت.

۲٫ می گویند چاپلین به همراهورهای سیاسی لیبرال داشته هست.

۳٫ چه داخل فیلم هایش چه خارج از آنها، به زنان بسیار جوانتر از خودش که اغلب معصوم و غصه دار بودند، علاقه داشت.

۴٫ علیرغم آنکه در فیلم هایش می بینیم چشم های تیره دارد، رنگ واقعی چشمان چارلی آبی روشن بود.

۵٫ وی نگاتیو اوریجینال فیلم «مرغ دریایی» (۱۹۳۳) را مقابل چشمان دیگران از بین برد. این فیلم هرگز منتشر نشد، که احتمالاً دلیلش به همراهزی بد ادنا پرویانس، به همراهزیگر نقش اول فیلم بوده هست.

۶٫ وی پدربزرگ دولورس چاپلین، کارمن چاپلین، کیرا چاپلین، اونا چاپلین، اورلیا تیه‌ره و جیمز تیه‌ره هست.

۷٫ تا مدتها پس از ثروتمند شدنش، در اتاق قدیمی هتلی زندگی می کرد و چک های دستمزدش را ماه ها در صندوقی نگه می داشت.

۸٫ معتقد بود که دوران کاری اش به همراه موچوال، خوشایندترین دوران کاری اش بود.

۹٫ مجله امپایر انگلستان در اکتبر ۱۹۹۷ او را در رتبه ۷۹ «صد ستاره سینمایی برتر تمام دوران ها» قرار داد.

۱۰٫ وقتی به همراه میلدرد هریس ۱۷ ساله ازدواج کرد، خود ۲۹ سال داشت. ۳۵ ساله بود که به همراه لیتا گری ۱۶ ساله ازدواج کرد. هنگام ازدواج به همراه پائولت گدار ۲۶ ساله، چارلی ۴۷ ساله بود و در ۵۴ سالگی به همراه اونا اونیل ۱۷ ساله پیوند زناشویی بست.

۱۱٫ میلدرد هریس مادر اولین فرزندش بود که نامش را نورمن اسپنسر گذاشتند و نام مستعار «موش کوچولو» را به این نوزاد پسر داده بودند. هر چند که این بچه به همراه معلولیت های شدید به دنیا آمده بود و فقط سه روز زنده ماند.

۱۲٫ دهستانی دربه همراهره چاپلین هست که به کرات تعریف شده و می گویند وی در مسابقه شبه همراههت به چارلی چاپلین شرکت کرده و در این مسابقه سوم شده هست! در بعضی از ورژن های این دهستان، می گویند وی دوم شده هست!

۱۳٫ هستن لورل، در صحنه فیلم های انگلیسی، به همراهزیگر علی البدل چاپلین بود.

۱۴٫ وقتی هستن لورل و چارلی چاپلین به آمریکا نقل مکان کردند، در هتلی ارزان، هم اتاقی بودند. از آنجائیکه در آن هتل، آشپزی ممنوع بوده، چاپلین ویولن می نواخت تا صدای غذا درست کردن لورل را کسی نشنود.

۱۵٫ تیپ “آواره” را به همراه کمک شلوار راسکو “فتی” آربوکل، کفش های فورد هسترلینگ، کت کوتاه چارلز ایوری و تکه کاغذی از مک اسوین (که بعدها سبیل آواره شد) خلق کرد. تنها آیتمی که متعلق به خودش بود، عصایش بود.

۱۶٫ عصا و کلاه چاپلین در سال ۱۹۸۷ به قیمت ۱۵۰ هزار دلار فروخته شد.

۱۷٫ در جولای ۱۹۲۵، چارلی چاپلین اولین به همراهزیگری شد که چهره اش روی جلد مجله تایم چاپ شد.

۱۸٫ پس از آنکه جسدش را از دزدان پس گرفتند، آن را در گاوصندوقی که دورش را سیمان کشیده بودند، تدفین کردند.

۱۹٫ چاپلین موزیسین قهاری بود که در سال های آخرش، فیلم هایش را به همراه آهنگ هایی که خودش ساخته بود، دوبه همراهره منتشر کرد.

۲۰٫ به همراه آنکه آدولف هیتلر طرفدار پر و پا قرص چاپلین نبود – زیرا به اشتبه همراهه به او اطلاع داده بودند که چاپلین یهودی هست و در نتیجه هیتلر از او خوشش نمی آمد – ولی به خوبی مطلع بود که آن دوران چقدر چارلی در کل دنیا محبوبیت دارد و به همین دلیل بود که از سبیل چاپلین تقلید کرد و سبیلی شبیه به کاراکتر او گذاشت، و بر این به همراهور بود که به همراه این کار نزد مردم عزیز می شود.

۲۱٫ در کودکی چاپلین به خاطر بیماری جدی، هفته ها در رختخواب بود و شب ها مادرش کنار پنجره می نشست و آنچه بیرون اتفاق می افتاد را برایش به همراهزی می کرد. این دلیل عمده کمدین شدن چارلی بود.

۲۲٫ موسسه فیلم آمریکا رتبه دهم لیست ۵۰ افسانه سینمایی بزرگ دنیا را به او داد.

۲۳٫ در تمام سال های کار و زندگی اش در آمریکا، هرگز شهروند این کشور نشد.

۲۴٫ حدود ۵۰۰ ملودی از جمله «لبخند بزن» و «این ترانه من هست» را ساخت.

۲۵٫ عاشق تنیس بود و گلف را به همراهزی ای توصیف می کرد که اصلاً تحملش را نداشت.

۲۶٫ مارلون براندو که در آخرین فیلم چاپلین یعنی «کنتسی از هنگ کنگ» (۱۹۶۷) نقش اصلی فیلم را به همراهزی کرد، همیشه کار چاپلین را بینهایت تحسین می کرد و او را “احتمالاً مستعدترین مردی که سینما تابحال داشته” می نامید. ولی این دو سوپرهستار در طول فیلمبرداری اصلاً میانه خوبی نداشتند و براندو در زندگی نامه اش چاپلین را “سادیستیک ترین مردی که تابحال دیده” توصیف کرده بود. چاپلین نیز به نوبه خود گفته بود که کار کردن به همراه براندو “غیرممکن” هست.

۲۷٫ نمایش فیلم «دیکتاتور بزرگ» (۱۹۴۰) ساخته چاپلین در آلمان ممنوع شده بود.

۲۸٫ به گفته دخترش جرالدین چاپلین، چارلی در سال های آخر عمرش، نگران بود که پس از مرگش کسی از او یادی نکند. همین موضوع به همراهعث شد که اجازه دهد کاراکتر بینظیر آواره در دهه هفتاد برای تبلیغات چند محصول تجاری مورد هستفاده قرار گیرد.

۲۹٫ به همراه آنکه نابغه سینما بود، ولی هرگز برای به همراهزیگری جایزه اسکار نگرفت و تنها اسکارش را به عنوان آهنگساز دریافت کرد.

۳۰٫ تنها کسی بود که هنگام دریافت جایزه اسکار افتخاری اش، در مراسم اسکار ۱۲ دقیقه ایستاده برایش کف زدند. این طولانی ترین مدت تشویق حضار در طول تاریخ جوایز اسکار هست.

نقل قول های شخصی:
– «تنها چیزی که برای ساختن کمدی نیاز دارم، یک پارک، یک افسر پلیس و یک دختر زیبه همراهست.»

– «همان لحظه ای که بلیت می خرید، وارد دنیای دیگری می شوید.»

– «من همیشه و تا ابد فقط یک چیز می مانم و آن دلقک هست. دلقک بودن مرا در سطحی به همراهلاتر از سیهستمداران قرار می دهد.»

– «غمگین ترین چیزی که می توانم تصورش را بکنم، عادت کردن به تجملات هست.»

– (وقتی به او اطلاع دادند که آدولف هیتلر دو به همراهر نمایش «دیکتاتور بزرگ» (۱۹۴۰) را تماشا کرده) «حاضرم هر چه دارم بدهم و بدانم که نظرش چه بوده هست.»

– تمام فیلم هایم حول این ایده می چرخند که به دردسر بیفتم و شانس آن را پیدا کنم که در تلاش برای دیده شدن به عنوان یک جنتلمن نرمال، بینهایت جدی شوم.»

– «شکست اهمیتی ندارد. شجاعت می خواهد که خودتان را احمق جلوه دهید.»

– «کمدی مطالعه ای جدی هست، ولی نبه همراهید آن را جدی گرفت. شاید این به نظرتان پارادوکس به همراهشد، ولی اینطور نیست. مطالعه جدی می خواهد تا کاراکترها را یاد بگیرید و کار سختی هست.»

– «یکی از چیزهایی که خیلی زود در کار تئاتر یاد گرفتم این بود که مردم رضایت زیادی می گیرند از اینکه ببینند ثروتمندان بدترین چیزها برایشان اتفاق می افتد. دلیلش هم این هست که نه دهم جمعیت دنیا را فقرا تشکیل می دهند و آنها از ثروتمند بودن یک دهم دیگر نفرت پنهانی دارند.»

– «طبیعی بودن، پیش نیاز اصلی کمدی هست. کمدی به همراهید واقعی و شبیه به زندگی به همراهشد. من به همراهور اکید به رئالیسم دارم. چیزهای واقعی سریعتر مورد پسند مردم قرار می گیرند. کمدی من همان زندگی واقعی هست و کمی اغراق در آن شده هست تا چیزهایی که شاید کمی پنهان اند بیرون کشیده شوند.»

– «تنها دشمن من زمان هست.»

– «معتقدم اگر روزی کار نکرده به همراهشم، شب لیاقت شام را ندارم.»

 

منبع : برترینها

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم