وسواس اجبه همراهری انسان‌های نوگرا از کجا می‌آید؟

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ طراحی

چیزهای نو بهتر هست یا قدیمی؟

 

پابلیک سمینار| سانتیاگو زابه همراهلا، عطف به پیش‌داوری ما نسبت به نوآوری، هرچه برچسب «نو» می‌خورد توجه‌مان را به وعدۀ بهبود واقعی جلب می‌کند. اما آیا سیهست‌مداران، اکتشافات فناورانه و آثار هنری نو لزوماً بهتر از نسخه‌های قبلی‌اند؟ به همراه فرارسیدن سال ۲۰۱۸، پیشرفت‌های سال قبل را بهبود سیهست‌ورزی، فناوری و هنر حساب می‌کنیم.

 

انگار که تازگی یگانه معیار مهست: رییس‌جمهور جوان فرانسه نه‌تنها کشورش را اصلاح خواهد کرد بلکه اروپا را نجات می‌دهد؛ نرم افزار جدید تشخیص چهره (Face++) امکان دسترسی به ساختمان، صدور اجازۀ پرداخت و رصد مجرمان را فراهم می‌کند؛ و «گنجینه‌هایی از ویرانۀ به همراهورنکردنی» اثر دمین هرست بر کار‌های قبلی‌اش چیره می‌شود.

این چیز‌ها شاید همگی نو به همراهشند، ولی لزوماً بهبود نیستند. بورس گرویز در کتابش دربه همراهرۀ امر نو ۱ توضیح می‌دهد که «هر نوآوری، نتیجۀ یک تفسیر جدید، یک به همراهفت‌یابی یا به همراهفت‌زُدایی جدید از نگرش یا کنشی فرهنگی هست». به بیان دیگر، «نو» نسبی هست. ولی اگر نوآوری را صرفاً نتوان به همراه وسواس اجبه همراهری‌مان به پیشرفت، رشد و بهبود تعریف کرد، چگونه می‌توانیم وقوع یک امر نو را بفهمیم؟

موتور محرّک جستجوی امر نو، در گذشته، میل به کشف حقیقت، ذات و آن معنای هستعلایی بود که ورای تفاوت‌های فرهنگی هست؛ ولی امروز امر نو عمدتاً در قیاس به همراه آن چیزی تعریف می‌شود که سنتی، کهنه و درگذشته قلمداد می‌شود. امروزه سیهست‌مداران و دانشمندان و هنرمندان به‌جای پیروی از سنت و تبعیت از معیارهایش، ملزم به تولید سنت‌ها و معیار‌های نو هستند.

 

ولی آیا سنت‌های سابق واقعاً به خاتمه رسیده‌اند؟ آیا نمی‌شود گفت که همواره چیزی، حداقل به عنوان مرجع مقایسه، به همراهقی می‌ماند تا به ما کمک کند که بفهمیم آیا امر نو واقعاً نوست یا خیر؟ در مدرنیته، اعلام امر نو پیوندی ایدئولوژیک به همراه امید به خاتمه دادن (یا یافتن) سنت‌های قدیم داشت؛ ولی عصر جدید پست‌مدرن می‌گوید که زمان توقف‌پذیر نیست. ما وسواس آن را داریم که خاتمۀ عصر پست‌مدرن را اعلام کنیم (چون وسواس امر نو را داریم)، اما روزبه‌روز بیشتر می‌بینیم که گرفتار یک اکنون بی‌نهایت هستیم.

به قول گرویز، «امر نو، فقط امر دیگر نیست؛ بلکه امر دیگرِ ارزشمند هست، یعنی یک دیگریِ به قدر کافی ارزشمند که حفاظت، مطالعه، تزیین و انتقاد شود، تا یک آن بعد ناپدید نشود». موزه‌ها و به همراهیگانی‌ها برای حفظ این نوآوری‌های ارزشمند ضروری‌اند، اما در ارزیابی چیز‌هایی هم که بدونِ آن‌ها وجود نداشتند نقش‌آفرینی می‌کنند. به همین دلیل گرویز معتقد هست که «امر نو فقط زمانی نو هست که نه‌فقط برای یک آگاهی فردی خاص، بلکه بر اساس به همراهیگانی فرهنگیْ نو به همراهشد».

 

نبه همراهید جای تعجب داشته به همراهشد که این «دیگریِ ارزشمند» در آثار فریدریش نیچه و مارتین هایدگر هم وجود داشت. اولی، اولین کسی بود که ارزیابی مجدد ارزش‌ها را همان اصلی دانست که آگاهی‌بخشِ نوآوری فرهنگی هست؛ و دومی اشاره کرد که این ارزیابی مجدد به عصری تعلق دارد که نو بودن یعنی بودن در «دنیایی که به تصویر تبدیل شده هست».

در این تصویر، که امروزه نام جهانی‌سازی گرفته هست، پدیدار شدن یک چیز نو بسیار دشوار شده هست، چون زمین نوآوری بسیار قاب‌بندی -و محصور- شده هست. تفاوت‌ها حداقلی شده‌اند و در برابر تغییر مقاومت می‌شود. ما در عصری زندگی می‌کنیم که حتی اتفاقات اورژانسی هم اگر دقیقاً پیش‌بینی نشده به همراهشند، حداقل انتظارشان می‌رود.

 

همان‌طور که والتر بنیامین و ژیل دلوز اعتقاد داشتند، در این به همراهفت برای آنکه چیزی حقیقتاً نو پدیدار شود، به همراهید «وقفه» رُخ بدهد. چیزی به همراهید در مسیر تکرار، در جریان بی‌امان اکنون، وقفه بیاندازد. آیا مکرون، Face++ و هرست وقفه‌ای در دنیای سیهست، فناوری و هنر آفریده‌اند، یا صرفاً به تکرار کمک رسانده‌اند؟

برای پاسخ به این پرسش، به همراهید ضروریات هر یک از این حوزه‌ها را درک کنیم. پارادوکس ماجرا آنجهست که این سیهست‌مداران، فناوری‌ها و آثار هنری نو، فارغ از تفاوت‌های میانشان، زمانی پدیدار می‌شوند که برای جریان فعلی امور ضرورت داشته به همراهشند، نه لزوماً آن‌هنگام که این جریان را مختل کنند.

 

گرچه شاهد وجود وقفه‌هایی هستیم که این پدیده‌های نو خلق می‌کنند، اما بدون دنیایی که آن‌ها را به رسمیت شناخته و تأیید کند نمی‌توانند معنادار به همراهشند. به همین علت هست که کشف چیزی نو امروزه بسیار دشوار هست. امر نو نه‌تنها به همراهید پدیدار شود، بلکه به همراهید به منزلۀ نو به رسمیت شناخته شود، و برای این شناخت هم عنصر تداوم ضرورت دارد. بدون تداومِ سنت، یک نوآوری جدید متفاوت‌تر از آن خواهد بود که حتی دیده شود.

 

پس پارادوکس ماجرا آنجهست که برای تأیید توسط یک حوزه به همراهید درگیر سنت بود، یعنی امر نو به همراهید به عنوان یک عضو سنت پذیرفته شود. به بیان دیگر، امر نو به همراهید به‌قدر کافی برایمان قدیمی به همراهشد تا بتوانیم آن را به‌مثابۀ نو بشناسیم. نوشته‌های گئورگ زیمل در به همراهب مُد، به این نکته مربوطند. آنچه مُد می‌شود به همراهید به‌قدر کافی متفاوت به همراهشد که به چشم بیاید، اما خیلی هم متفاوت نبه همراهشد وگرنه کسی آن را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل هست که مُد همیشه تغییر می‌کند: این یعنی دیالکتیک بین یکسانی و تفاوت.

آنچه امروز یک چیز را نو می‌سازد، نزاع بین سنتی و مدرن یا بین عقب‌مانده و مترقی نیست؛ بلکه تنش بین به همراهزشناخت و پذیرش هست، که در نمونه‌های مکرون، Face++ و هرست هویدهست. مکرون برای مردم فرانسه کاملاً ناشناخته نبود: او پیش از نامزدی ریهست‌جمهوری، وزیر مالیه بود و تشکیلات سیاسی حتی پیش از انتخابش هم برنامۀ او را تأیید کرده بودند.

 

تشخیص چهره هم چندین دهه وجود داشته هست، و Face++ فقط سطحی از دقت را فراهم می‌کند که حکومت‌ها منتظرش بودند تا بتواند نیاز‌های امنیتی‌شان را برآورده کند؛ و آثار جدید هرست، علی‌رغم وجهۀ اسطوره‌ای‌شان، صرفاً یک نمونۀ دیگر از کار‌های اویند که چیز‌هایی را در ویترین و کشوی موزه‌ها و دلالان آثار هنری می‌چپاند تا تمجید کنند و بفروشند.

اینکه آیا این نمونه‌های «نو» واقعاً بهبود به شمار می‌روند یا خیر، فقط به همراه گذشت زمان (و تفسیر) مشخص خواهد شد. آنچه اکنون به همراه اطمینان می‌دانیم آن هست که مکرون اروپا را نجات نمی‌دهد، Face++ برای جاسوسی از ما هستفاده خواهد شد، و «گنجینه‌هایی از ویرانۀ به همراهورنکردنی» نام هرست را ماندگار نخواهد کرد.

 

منبع: ترجمان

مترجم: محمد معماریان

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را سانتیاگو زابه همراهلا نوشته هست و در تاریخ ۲۰ فوریه ۲۰۱۸، به همراه عنوان «What Makes Something New Today» در وب‌سایت پابلیک سمینار منتشر شده هست و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ آن را به همراه عنوان «هر چیز ‘نو’ به همراهید تا اندازه‌ای ‘قدیمی’ به همراهشد» و ترجمۀ محمد معماریان منتشر کرده هست.
•• سانتایگو زابه همراهلا (Santiago Zabala) هستاد فلسفه در دانشگاه پومپئو فابرا هست. حوزۀ علایق او از هرمنوتیک تا فلسفۀ تحلیلی، دین و زیبه همراهیی‌شناسی گسترده هست. آخرین کتاب او چرا فقط هنر می‌تواند ما را نجات دهد؟ زیبه همراهیی‌شناسی و فقدان اضطرار (Why Only Art can Save Us, Aesthetics and the Absence of Emergency) نام دارد. علاوه‌براین، زابه همراهلا برای نیویورک تایمز، لس‌آنجلس ریویو آو بوکز و الجزیره نیز می‌نویسد.

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم