این مرد دوربین را به همسرش ترجیح داد!

۲۶ مهر ۱۳۹۶ طراحی

اگر یک مراسم را از دست بدهد مضطرب می‌شود و شب خوابش نمی‌برد. برای رسیدن به هر مراسمی که دوربین در آن به همراهشد به همراه تلاش و پشتکاری مثال‌زدنی خود را آماده می‌کند و به محل موردنظر می‌رساند.

 این مرد دوربین را به همسرش ترجیح داد!

 

اگر یک مراسم را از دست بدهد مضطرب می‌شود و شب خوابش نمی‌برد. برای رسیدن به هر مراسمی که دوربین در آن به همراهشد به همراه تلاش و پشتکاری مثال‌زدنی خود را آماده می‌کند و به محل موردنظر می‌رساند.

 

وقتی هم مقابل دوربین قرار می‌گیرد خوشحالی در چشم‌هایش موج می‌زند؛ دست و پایش از شوق به لرزه می‌افتد و به هر قیمتی شده خودش را به مرکز تصویر نزدیک می‌کند. چهل سال هست کارش همین هست؛ آقای دوربینی یک‌شبه به اینجا نرسیده!

حسین نمازی اول نمی‌دانست «دوربین فیلمبرداری» چیست. هفده‌ساله بود که برای اولین به همراهر جلوی یک دستگاه نشست و وقتی شنید تصویرش را در تلویزیون پخش کرده‌اند، به راز آن دستگاهِ جادویی پی برد و دلش خوهست به همراهز هم جلوی آن دستگاه بنشیند تا  به همراهز هم دیده شود.

دیده‌شدن هدف اصلی او بود؛ پس در راه رسیدن به هدفش سال‌ها تلاش کرد تا به آن رسید؛ صدها به همراهر از دریچه‌ی دوربین عکاسان و فیلمبرداران عبور کرد و روی نمایشگرها نقش بست. اما چیزی که از خروجی دوربین‌ها بیرون آمد، دیگر حسین نمازی نبود؛ «آقای دوربینی» بود.

حسین که به واسطه‌ی عموی خود – حسین نمازی، وزیر امور اقتصادی و دارایی شش کابینه‌ی دولت‌های مختلف – به دست‌بوسی امام راحل هم رفته، این روزها شناخته‌شده‌ترین پدیده‌ی «دوربینی» ایران هست، آنقدر شناخته شده که آقای قرائتی -معلم قرآن تلویزیون- هم می‌گوید صدبه همراهر او را در تلویزیون دیده!

 

 این مرد دوربین را به همسرش ترجیح داد!
آقای دوربینی پای ثابت مراسم‌هایی هست که در آنها دوربین و خبرنگار وجود دارد. خواه مراسم تشییع جنازه به همراهشد، خواه بزرگداشت و راه‌پیمایی و نمایشگاه و مانند اینها. سال‌ها پیش بود که کامران نجف‌زاده در یکی از همین مراسم‌ها از او پرسید پیامش به کسانی که او را می‌بینند چیست و او گفت: «راه مرا ادامه بدهید».

احتمالاً از اتفاقات اخیر که برایش افتاده هم ناراحت نیست، چون به همراهعث شد اسمش بیشتر از قبل سر زبه همراهن‌ها بیفتد و به همراهرها در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های رسمی از برخورد آقای قرائتی و آقای دوربینی گفتند و نوشتند. هرچند این‌به همراهر آقای دوربینی پشت به دوربین بود و کسی چهره‌ی او را ندید. اما خیلی‌ها می‌دانستند کسی که صدبه همراهر در تلویزیون دیده شده چه کسی هست.

او که چند سال قبل به همراهز هم برای دیده شدن به نمایشگاه مطبوعات رفته بود سوژه‌ی مصاحبه‌ی یکی از سایتها شد و گفت: «هروقت که صبح زود از خونه میرم بیرون، خونوادم میفهمن که یک نفر فوت کرده و امروز تشیع جنازس. همیشه بهم میگن اگر به خاطر ثواب به این مراسما میرفتی، الان بهشت رو گرفته بودی؛ (اما) برای من دوربین مهم هست»!

حسین آنقدر عاشق دوربین و دیده شدن هست که زندگی خود را در این راه صرف کرده و حتی همسرش را طلاق داده هست. پس می‌شود حدس زد که برخورد بد آقای قرائتی –که بعداً به همراهبت آن عذرخواهی هم کرد- اگر منجر به معروف‌تر شدن آقای دوربینی شده به همراهشد، برایش جای خوشحالی هم دارد.

حسین نمازی پنجاه‌ونه‌ساله، اهل تهران و به همراه اصلیتی شیرازی هست. زنش را طلاق داده چون او اصرار داشته در شیراز زندگی کنند اما حسین فکر می‌کرد در شیراز موقعیت مشهور شدن ندارد و به همراهید در تهران بماند. پس بین دوربین و همسرش، اولی را ترجیح داد.

او  دیپلم‌ردی هست و وقتی دید به همراه درس خواندن به جایی نمی‌رسد، رفت سراغ دوربین. حالا بیش از چهل سال هست که در این کار هست و قصد کنار کشیدن هم ندارد. می‌گوید «کار من همش خاطره هست».

می‌گوید فقط دلش می‌خوهسته دوربین‌ها نشانش دهند و دوست نداشته هویتش افشا شود. اما کم‌کم خبرنگاران او را شناختند و مصاحبه‌هایی که به همراه او انجام دادند زیر و بم زندگی‌اش را عمومی کرد. از طرفی، معروف‌شدن بیش از حدش به همراهعث شد اغلب عکاسان و تصویربرداران او را از قاب خارج کنند؛ هرچند حسین دوربینی در این سال‌ها قاب‌ها را هم بخوبی شناخته و تلاش می‌کند جایی قرار بگیرد که حذف شدنی نبه همراهشد؛ مثلاً در مراسم تشییع جنازه، درست زیر سرِ تابوت! یا درست پشت سر کسی که خبرنگار به همراه او مصاحبه می‌کند!

خودش می‌گوید: «وقتی چراغ به همراهلای دوربین روشن میشه، اون زمانیه که فیلمبردار کار خودشو شروع کرده و من سریع پشت سر مسئولین قرار می‌گیرم. دیگه اونا نمی‌تونن منو حذف کنن. اگر بخوان سانسور کنن، به همراهید اصل فیلمو پخش نکنن». راز موفقیت او هم در یک کلمه خلاصه می‌شود: «تجربه»!

 

 این مرد دوربین را به همسرش ترجیح داد!
حسین می‌گوید از وقتی کامران نجف‌زاده و حسینیِ به همراهی به همراه او مصاحبه کردند به همراهعث شهرتش شدند؛ هرچند شناخته‌شدن کارش را سخت کرد اما از آنها ناراحت نیست چون او را به هدفش رساندند. در روزهای اخیر هم حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی به همراه بیرون کردن آقای دوربینی به همراهعث مشهور شدن بیشتر او شد؛ واکنش‌های منفی مردم به این کار آقای «معلم اخلاق» و انتشار نظراتشان به همراه هشتگ «آقای دوربینی» و «قرائتی» در نهایت این چهره‌ی آشنای درس‌های اخلاق تلویزیون را ناچار کرد از این مرد ساده‌دل عذرخواهی کند و درس اخلاق را این‌به همراهر در عمل بیاموزد.

به هر حال آقای دوربینی امروز تبدیل به بخشی از فرهنگ عامه‌ی ما شده؛ نشان به این نشان که هرجا کسی علاقه‌ی زیادی به حضور مقابل دوربین و گرفتن عکس و فیلم داشته به همراهشد، به او لقب آقای دوربینی می‌دهند! خواه نامزد ریهست جمهوری به همراهشد، خواه نماینده‌ی مجلس، عضو شورای شهر یا ورزشکار.

اصلاً شاید ایرادی ندارد که در یک مراسم بظاهر جدی یا مصاحبه‌ی تلویزیونی یکی از مسئولان، یک چهره‌ی آشنا هم آن پشت دیده شود؛ تا به حال که به کسی غیر از خود آقای دوربینی ضرری نرسیده!

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم